هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دل‌بستگی عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از نرسیدن به معشوق و رنج‌های عشق شکایت دارد و بیان می‌کند که هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌تواند جای معشوق را برای او بگیرد. همچنین، او از غم و اندوه ناشی از این عشق نافرجام می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۵۶۶ - مهی چون او به دست من نیفتد

مهی چون او به دست من نیفتد
وگر افتد، چنین روشن نیفتد ۱

نمی دانم چه سر دارد، که تیغش
مرا خود هرگز از گردن نیفتد ۲

ز بخت خود پریشانم که یک شب
سر زلفش به دست من نیفتد ۳

نبیند کس دگر گل را شکفته
اگر بوی تو در گلشن نیفتد ۴

تو ناوک می زنی از غمزه و من
برو لرزان که بر دشمن نیفتد ۵

مرو دامن کشان تا گرد غیری
ز خاک ره بر آن دشمن نیفتد ۶

چو خسرو از توام، ای چشم روشن
نظر بر هیچ سیمین تن نیفتد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۵ - اگر چشم تو روزی بر مه افتد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۷ - گر او بی یاد ما در می نیفتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.