هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به توصیف معشوق و ویژگیهای بینظیر او میپردازد. معشوق با عناصری مانند ماه، خورشید، گل، سرو و... مقایسه میشود و برتری او بر همه اینها تأکید میگردد. همچنین، شاعر از عشق و اشتیاق خود سخن میگوید و گاهی از گناه و ندامت نیز یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات آن نیاز به دانش ادبی پایه دارد.
شماره ۵۷۰ - مه او چون به ماهی برنیاید
مه او چون به ماهی برنیاید
شهی زینسان به گاهی برنیاید ۱
چو زلف کافر هندونژادت
ز هندستان سپاهی برنیاید ۲
به اورنگ ملاحت تا به محشر
چو او گلچهره شاهی برنیاید ۳
دل افروزی چو او خورشید تابان
ز طرف بارگاهی برنیاید ۴
گر او را سرو گویم راست ناید
که با قدش گیاهی برنیاید ۵
زمانی نگذرد کز خاک کویش
نفیر دادخواهی برنیاید ۶
گنه کارم چرا کان آتشم نیست؟
کز دود گناهی بر نیاید ۷
برو خسرو که آهنگ درایی
درین کشور ز راهی برنیاید ۸
شهی زینسان به گاهی برنیاید ۱
چو زلف کافر هندونژادت
ز هندستان سپاهی برنیاید ۲
به اورنگ ملاحت تا به محشر
چو او گلچهره شاهی برنیاید ۳
دل افروزی چو او خورشید تابان
ز طرف بارگاهی برنیاید ۴
گر او را سرو گویم راست ناید
که با قدش گیاهی برنیاید ۵
زمانی نگذرد کز خاک کویش
نفیر دادخواهی برنیاید ۶
گنه کارم چرا کان آتشم نیست؟
کز دود گناهی بر نیاید ۷
برو خسرو که آهنگ درایی
درین کشور ز راهی برنیاید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۹ - به سالی کی چنین ماهی برآید؟
گوهر بعدی:شماره ۵۷۱ - سر زلف تو یاری را نشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.