هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر غم و اندوه عاشقانه و دلتنگی است. شاعر از دلبستگی و عشق سخن میگوید و اشاره میکند که دل و جانش در راه عشق گرفتار شده و از بازگشت بازمانده است. همچنین، از ناتوانی در رهایی از این حال و هوای عاشقانه مینالد و تأکید میکند که نصیحت برایش بیفایده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۷۴ - صبا آمد، ولی دل بازنامد
صبا آمد، ولی دل بازنامد
غریب ما به منزل باز ماند ۱
به دریا غرقه شد رخت صبوری
که کشتی سوی ساحل بازماند ۲
دل ما رفت با محمل نشینی
رود جان هم که محمل باز نامد ۳
گرفتار است دل، ای پندگو، بس
کزین افسانه ها دل بازنامد ۴
به عشقم مست بگذارید، زیراک
کس از میخانه عاقل بازماند ۵
خلاص غیر کن، ای زلف لیلی
که مجنون را ازان دل بازماند ۶
نصیحت زندگان را کرد باید
کز افسون مرغ بسمل بازنامد ۷
به وادی غمش گم گشت خسرو
که کس از راه مشکل بازنامد ۸
غریب ما به منزل باز ماند ۱
به دریا غرقه شد رخت صبوری
که کشتی سوی ساحل بازماند ۲
دل ما رفت با محمل نشینی
رود جان هم که محمل باز نامد ۳
گرفتار است دل، ای پندگو، بس
کزین افسانه ها دل بازنامد ۴
به عشقم مست بگذارید، زیراک
کس از میخانه عاقل بازماند ۵
خلاص غیر کن، ای زلف لیلی
که مجنون را ازان دل بازماند ۶
نصیحت زندگان را کرد باید
کز افسون مرغ بسمل بازنامد ۷
به وادی غمش گم گشت خسرو
که کس از راه مشکل بازنامد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۳ - ببین تا دیده چند افسون نماید
گوهر بعدی:شماره ۵۷۵ - نگارا، از من مسکین چه خیزد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.