خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم و اندوه ناشی از نگاه و رفتار معشوق شکایت میکند و از بیتوجهی او گله میکند. او از درد فراق مینالد و آرزوی وصال دارد، اما در نهایت به این نکته اشاره میکند که هیچکس بدون غم عشق شاد نیست.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین قابل فهم نباشد.
شماره ۵۸۶ - فریاد، ز غمزه تو فریاد
فریاد، ز غمزه تو فریاد
کز وی شغبی به عالم افتاد ۱
فریاد رسی که رفت بر چرخ
ما را ز کرشمه تو فریاد ۲
تو مردم چشم ما و ما را
بر گوشه دل نیاوردی یاد ۳
دریاب مرا که آهم از غم
چون صور صدای حشر درداد ۴
گر واسطه وصال نبود
آن کیست که نیست با غمت شاد؟ ۵
کز وی شغبی به عالم افتاد ۱
فریاد رسی که رفت بر چرخ
ما را ز کرشمه تو فریاد ۲
تو مردم چشم ما و ما را
بر گوشه دل نیاوردی یاد ۳
دریاب مرا که آهم از غم
چون صور صدای حشر درداد ۴
گر واسطه وصال نبود
آن کیست که نیست با غمت شاد؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۵ - از رنگ رخت قمر توان کرد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۷ - خطی که قرین حال باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.