هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و اندوه ناشی از عشق نافرجام را بیان میکند. شاعر از دوری معشوق، رنجهای روحی و عاطفی، و بیعدالتی روزگار شکایت دارد. تصاویری مانند سوختن دل، غارت وجود، و اشکهای خونین به کار رفتهاند تا عمق درد و اندوه را نشان دهند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و بیان درد و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید، درک کامل آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۶۲۰ - چند ز دور بینمت، وه که دلم کباب شد
چند ز دور بینمت، وه که دلم کباب شد
چند ز غصه خون خورم، وای که خونم آب شد ۱
شورش بخت هست خود، خنده نمی زنی دگر
چند هنوزت این نمک، چون جگرم کباب شد ۲
دی که کله نهاده کژ، مست و خراب می شدی
در نظر که آمدی، خانه من خراب شد ۳
سوخته بود دل ز تو حسن رخ تو شد فزون
سوخته تر شود کنون، چون مهت آفتاب شد ۴
رخت وجود من همه غارت فتنه گشت تا
هندوی طره توام رهزن خورد و خواب شد ۵
گر غم خویش گویمت، خشم کنی، چه حیله، چون؟
قصه من ز روز بد در خور این جواب شد ۶
خسرو خسته درد خود گفت شبی به مجلسی
دیده روشنان همه غرقه به خون ناب شد ۷
چند ز غصه خون خورم، وای که خونم آب شد ۱
شورش بخت هست خود، خنده نمی زنی دگر
چند هنوزت این نمک، چون جگرم کباب شد ۲
دی که کله نهاده کژ، مست و خراب می شدی
در نظر که آمدی، خانه من خراب شد ۳
سوخته بود دل ز تو حسن رخ تو شد فزون
سوخته تر شود کنون، چون مهت آفتاب شد ۴
رخت وجود من همه غارت فتنه گشت تا
هندوی طره توام رهزن خورد و خواب شد ۵
گر غم خویش گویمت، خشم کنی، چه حیله، چون؟
قصه من ز روز بد در خور این جواب شد ۶
خسرو خسته درد خود گفت شبی به مجلسی
دیده روشنان همه غرقه به خون ناب شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۹ - شبهای عاشق را گهی صبح طرب کمتر دمد
گوهر بعدی:شماره ۶۲۱ - سال نو است و عشق نو عشرت یار من چه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.