هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، دلتنگی، توبهشکنی و بازگشت به حالات قبلی خود سخن میگوید. او از عشق کهنهای یاد میکند که دوباره نو شده و از غم و فتنهای که همچنان در جانش حضور دارد. همچنین، به توبهشکنی خود اشاره کرده و از بازگشت به رفتارهای گذشته حرف میزند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به توبهشکنی و حالات پیچیده روحی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۳۰ - باز شب افتاد و ما را دل همان جا شد که بود
باز شب افتاد و ما را دل همان جا شد که بود
باز جانم را همان آغاز سودا شد که بود ۱
عشق کهنه نو شد، ای دل، شغل غم نو کن که باز
فتنه در جان هم بدانسان کارفرما شد که بود ۲
ما و بت را سجده زین پس، آن هم ار افتد قبول
کان همه زهد و نماز رسمی از ما شد که بود ۳
پایمال مرکبم کن، وین بگو بهر دیت
آنکه شبدیز مرا خاک قدمها شد که بود ۴
توبه آلوده خسرو کرد یک چندی و باز
منت ایزد را که هم زانگونه رسوا شد که بود ۵
باز جانم را همان آغاز سودا شد که بود ۱
عشق کهنه نو شد، ای دل، شغل غم نو کن که باز
فتنه در جان هم بدانسان کارفرما شد که بود ۲
ما و بت را سجده زین پس، آن هم ار افتد قبول
کان همه زهد و نماز رسمی از ما شد که بود ۳
پایمال مرکبم کن، وین بگو بهر دیت
آنکه شبدیز مرا خاک قدمها شد که بود ۴
توبه آلوده خسرو کرد یک چندی و باز
منت ایزد را که هم زانگونه رسوا شد که بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۹ - چند گاهی دگر ار چشم تو در ناز بماند
گوهر بعدی:شماره ۶۳۱ - دوش ما بودیم و آن مهر و، شب مهتاب بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.