هوش مصنوعی: این شعر از عشق و شوریدگی سخن می‌گوید، با تصاویری از بهار، یار پریشان‌کار، و دل‌های بی‌قرار. شاعر از عشق و مستی، درد دلباختگی، و انتظار دیدار معشوق می‌گوید و از نگرانی‌های عاشقانه و بی‌قراری جان خود پرده برمی‌دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و احساسی عمیق نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.

شماره ۶۴۴ - باز گل می آید و دل در بلا خواهد فتاد

باز گل می آید و دل در بلا خواهد فتاد
شورشی در جان بی سامان ما خواهد فتاد ۱

باز آن یار پریشان کار در خواهد رسید
عقل و جان و دل ز یکدیگر جدا خواهد فتاد ۲

باز آن سرو خرامان در چمن خواهد گذشت
ای بسا دلها کزان زلف دو تا خواهد فتاد ۳

تازه خواهد شد ز سوز بلبلان داغ کهن
آتشی هر دم به جان مبتلا خواهد فتاد ۴

اندک اندک می رود آن دزد دلها سوی باغ
باز بنگر تا ز ره چند آشنا خواهد فتاد ۵

تا ز مستی برکه خواهد اوفتاد آن چشم مست
تا کدامین خون گرفته در بلا خواهد فتاد ۶

جز صبا کس می نبوسد پای او زین پس رهی
خاک گشته در ره باد صبا خواهد فتاد ۷

نیست آن بختم که یابم نیم خورده زو شراب
لیک می ترسم که آن جرعه کجا خواهد فتاد؟ ۸

چند ازین سودای فاسد، کان بت آمد در کنار
خسروا، گوهر نه در دست گدا خواهد فتاد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴۳ - گر نظر بر چشم کافر کیش او خواهد فتاد
گوهر بعدی:شماره ۶۴۵ - دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.