هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و حسرتآمیز، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از دوری و فراق شکایت دارد و خاطراتی از دیدارها و ویژگیهای معشوق مانند گیسو و ابرو را به یاد میآورد. شاعر از درد فراق و اشتیاق دیدار میگوید و حتی جان دادن در راه عشق را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل احساسات عمیق عاشقانه و مضامین عاطفی پیچیده است که برای درک کامل، به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جان دادن در راه عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۴۶ - رفتیم از چشم و در دل حسرت رویت بماند
رفتیم از چشم و در دل حسرت رویت بماند
بر شکستی و به جانم نقش گیسویت بماند ۱
سر گذشتی بشنو از من، داشتم وقتی دلی
سالها شد در فرامش خانه مویت بماند ۲
دی خرامان می گذشتی خلق بیدل مانده را
گریه ها پیشت روان شد، چشمها سویت بماند ۳
مردن من بین که چون شب بازگشتم از درت
کالبد باز آمد و جان بر سر کویت بماند ۴
گردنت آزاد باد و خون من در گردنم
چون به کشتن خو گرفتی و همان خویت بماند ۵
رفت جان پر هوس تا بوسد ابروی ترا
هم در آن بوسیدن محراب ابرویت بماند ۶
زان شبی کین سو گذشتی گیسوی مشکین کشان
تاکنون مستم که تو بگذشتی و بویت بماند ۷
بو که باز آید دل و جان گرفتارم ز تو
از بدت گفتن زبان در کوی بدگویت بماند ۸
این به گفتن راست می آید که خسرو، خوش بزی
چون زید بیچاره ای کز دیدن رویت بماند ۹
بر شکستی و به جانم نقش گیسویت بماند ۱
سر گذشتی بشنو از من، داشتم وقتی دلی
سالها شد در فرامش خانه مویت بماند ۲
دی خرامان می گذشتی خلق بیدل مانده را
گریه ها پیشت روان شد، چشمها سویت بماند ۳
مردن من بین که چون شب بازگشتم از درت
کالبد باز آمد و جان بر سر کویت بماند ۴
گردنت آزاد باد و خون من در گردنم
چون به کشتن خو گرفتی و همان خویت بماند ۵
رفت جان پر هوس تا بوسد ابروی ترا
هم در آن بوسیدن محراب ابرویت بماند ۶
زان شبی کین سو گذشتی گیسوی مشکین کشان
تاکنون مستم که تو بگذشتی و بویت بماند ۷
بو که باز آید دل و جان گرفتارم ز تو
از بدت گفتن زبان در کوی بدگویت بماند ۸
این به گفتن راست می آید که خسرو، خوش بزی
چون زید بیچاره ای کز دیدن رویت بماند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۵ - دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند
گوهر بعدی:شماره ۶۴۷ - عاشقان نقل غمت با باده احمر خورند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.