هوش مصنوعی:
این شعر از درد هجران، رنج سفر و عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر از فراق یار و تأثیر آن بر روح و جان خود مینالد و از سیل اشکها و دلتنگیهایش میگوید. او همچنین به ناکامی در عشق و تلاش بیثمر برای جلب توجه معشوق اشاره میکند و در پایان، از گذرا بودن عمر و پیامدهای آن در روز قیامت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران، محنت و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۵۶ - در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد
در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد
می رود عمر عزیزم چون سر زلفت به یاد ۱
محنت هجران و رنج راه و تشویش سفر
این همه گویی نصیب جان مهجورم فتاد ۲
سیل خون دل که از اینگونه آید سوی چشم
دم به دم بر آب خواهد رفت مردم زین سواد ۳
تا ز خط جام می فهم معانی کرده ام
هر چه خواندم پیش استاد طریقت شد ز یاد ۴
ترک چشمش ریخت خون ما به شوخی، وز لبش
خونبها جستیم از وی، خونبها بر هم نهاد ۵
در غمت گر رفت خسرو از جهان، عمر تو باد
لیک خواهد خواست روز محشر از دست تو داد ۶
می رود عمر عزیزم چون سر زلفت به یاد ۱
محنت هجران و رنج راه و تشویش سفر
این همه گویی نصیب جان مهجورم فتاد ۲
سیل خون دل که از اینگونه آید سوی چشم
دم به دم بر آب خواهد رفت مردم زین سواد ۳
تا ز خط جام می فهم معانی کرده ام
هر چه خواندم پیش استاد طریقت شد ز یاد ۴
ترک چشمش ریخت خون ما به شوخی، وز لبش
خونبها جستیم از وی، خونبها بر هم نهاد ۵
در غمت گر رفت خسرو از جهان، عمر تو باد
لیک خواهد خواست روز محشر از دست تو داد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۵ - آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد
گوهر بعدی:شماره ۶۵۷ - غمزه هایی کرد چشمش با دل این نامراد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.