هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، فراق و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از دست دادن آبرو، عمر و جوانی را به دلیل عشق و سودا بیان میکند و از غم و پیری شکایت دارد. همچنین، به یادآوری عهدهای گذشته و تقدیر ناخوشایند اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند پیری، فراق و تقدیر نیاز به درک بیشتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شماره ۶۵۵ - آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد
آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد
خاک بر سر می کنم از دست ایشان داد داد ۱
زلف تو سرمایه عمر دراز است، ای پسر
زانکه از سودای زلفت می رود عمرم به باد ۲
از شب غم بر سر من صبح پیری می دمد
حبذا عهد جوانی، گوییا آن بود باد ۳
زین صفت کز آتش دل دود بر سر می رود
روشن است این کاخرم باید چو شمع از پا فتاد ۴
ای که برکندی دل از پیمان یاران قدیم
گاه گاهت یاد باید کرد از عهد وداد ۵
بخت یارت شد، مبارک طالع فیروز روز
نیک بختی مقبلی کو را قبولت دست داد ۶
خسرو از دوران گیتی محنت و غم دید و بس
دولت او بود و بخت او که از مادر نزاد ۷
خاک بر سر می کنم از دست ایشان داد داد ۱
زلف تو سرمایه عمر دراز است، ای پسر
زانکه از سودای زلفت می رود عمرم به باد ۲
از شب غم بر سر من صبح پیری می دمد
حبذا عهد جوانی، گوییا آن بود باد ۳
زین صفت کز آتش دل دود بر سر می رود
روشن است این کاخرم باید چو شمع از پا فتاد ۴
ای که برکندی دل از پیمان یاران قدیم
گاه گاهت یاد باید کرد از عهد وداد ۵
بخت یارت شد، مبارک طالع فیروز روز
نیک بختی مقبلی کو را قبولت دست داد ۶
خسرو از دوران گیتی محنت و غم دید و بس
دولت او بود و بخت او که از مادر نزاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۴ - یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختند
گوهر بعدی:شماره ۶۵۶ - در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.