خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و بیان میکند که سالهاست در انتظار دیدار اوست. او از اشکهایش میگوید که مانند سیل جاری شده و آرزو میکند که معشوق از راهی بگذرد تا غباری برنخیزد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۶۷۵ - گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد
گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد
بر گدایان همچنان باشد که شاهی بگذرد ۱
سالها شد تا به کویش اوفتادم روز و شب
بر امید آنکه ماهم به ماهی بگذرد ۲
سیل اشکم چون خیالش دید در دل جا گرفت
روز باران کس نخواهد کز پناهی بگذرد ۳
آب دیده می زنم هر دم بران خاک رهش
تا غباری بر نیاید، گر به راهی بگذرد ۴
بر گدایان همچنان باشد که شاهی بگذرد ۱
سالها شد تا به کویش اوفتادم روز و شب
بر امید آنکه ماهم به ماهی بگذرد ۲
سیل اشکم چون خیالش دید در دل جا گرفت
روز باران کس نخواهد کز پناهی بگذرد ۳
آب دیده می زنم هر دم بران خاک رهش
تا غباری بر نیاید، گر به راهی بگذرد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۴ - یار من گویند آنجا گه گاهی بگذرد
گوهر بعدی:شماره ۶۷۶ - من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.