هوش مصنوعی:
این شعر به بیان دردها و رنجهای روحی و عاطفی شاعر میپردازد. با استفاده از تصاویر و استعارههای عمیق مانند «شب حامل»، «زلف پریشان»، و «سیلاب طوفان»، احساسات پریشانی، غم و اندوه را به تصویر میکشد. همچنین، اشارههایی به مفاهیم فلسفی مانند مرگ و زندگی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۶۸۲ - تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد
تا چه ساعت بود، یارب، کان مسلمان زاده شد
کافت اندر سینه و اندیشه در جان زاده شد ۱
از شب حامل چه زاید، جز پریشانی به عمر
هندوی شب حامل و زلف پریشان زاده شد ۲
دی شبش گفتم، فلانی، زیر لب گفتا، که مرگ
طرفه مرگی بود این کز آب حیوان زاده شد ۳
مه غلام اوست، ار در پیش یوسف سجده کرد
او به دهلی زاد، اگر یوسف به کنعان زاده شد ۴
ماه من از آب چشم و گریه سوزان بترس
کز تنور پیرزن سیلاب طوفان زاده شد ۵
مردم چشمم برون افتاد ز گریه ز پوست
راست چون طفلی که خون آلود و گریان زاده شد ۶
دل از آن خوناب تن هر لحظه می گوید غمی
چون کند بیچاره خسرو کز پی آن زاده شد ۷
کافت اندر سینه و اندیشه در جان زاده شد ۱
از شب حامل چه زاید، جز پریشانی به عمر
هندوی شب حامل و زلف پریشان زاده شد ۲
دی شبش گفتم، فلانی، زیر لب گفتا، که مرگ
طرفه مرگی بود این کز آب حیوان زاده شد ۳
مه غلام اوست، ار در پیش یوسف سجده کرد
او به دهلی زاد، اگر یوسف به کنعان زاده شد ۴
ماه من از آب چشم و گریه سوزان بترس
کز تنور پیرزن سیلاب طوفان زاده شد ۵
مردم چشمم برون افتاد ز گریه ز پوست
راست چون طفلی که خون آلود و گریان زاده شد ۶
دل از آن خوناب تن هر لحظه می گوید غمی
چون کند بیچاره خسرو کز پی آن زاده شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۱ - زلف گرد آور که بازم دل پریشان می شود
گوهر بعدی:شماره ۶۸۳ - تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.