هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که دلش بارها شکسته و با وجود تلاش برای ترمیم آن، دوباره پاره پاره شده است. شاعر از فراق یار خود رنج می‌برد و دنیایش بدون معشوق تاریک و سیاه شده است. او از دیوانگی و عشق بی‌پایان خود سخن می‌گوید و به مقایسه‌ای با فرهاد، نماد عشق و فداکاری در ادبیات فارسی، می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

شماره ۶۸۴ - یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شد

یار ما را دل ز دست عاشقی صد پاره شد
باز عقل از خان و مان خویشتن آواره شد ۱

این دل صد پاره کش پیوندها کردم به صبر
آن همه پیوندهایش بار دیگر پاره شد ۲

پاره پاره گشت سر تا پا دل پر آتشم
از برای سوزش من بین چه آتشپاره شد؟ ۳

ماه من، بی تو چو شب تاریک شد چشم رهی
واندر این شب قطره های چشم من سیاره شد ۴

چشم را گفتم که در خوبان مبین، نشنید هیچ
تا گرفتار یکی مردم کش خونخواره شد ۵

دی رهی دید آن پری را و ز سر دیوانه شد
وز سر دیوانگی در پیش آن عیاره شد ۶

دید چون دیوانگی من، بزد بر سینه سنگ
سختی دل بین که بستد سنگ و در نظاره شد ۷

تا به کوه و دشت نفتد همچو فرهاد از غمت
چاره خسرو بکن کز دست تو بیچاره شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۸۳ - تا خیال روی آن شمع شبستان دیده شد
گوهر بعدی:شماره ۶۸۵ - گر نمی بینم دمی در روی او غم می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.