هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و ناامیدی عاشق سخن می‌گوید که دلش به جای بهار و گلزار، به جفا و غم کشیده می‌شود. شاعر از بی‌وفایی معشوق و رنج عشق می‌نالد و آرزو می‌کند کسی درد دلش را بفهمد. در نهایت، او به خرابات و می‌نوشیدن باده روی می‌آورد تا از غم رهایی یابد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه‌ای است که همراه با درد و رنج است و ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره‌هایی به می‌نوشیدن دارد که برای رده سنی پایین‌تر مناسب نیست.

شماره ۶۸۷ - هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد

هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد
وین دل بدروز من سوی جفا کاری کشد ۱

وقتی، ار این زارمانده دل به باغی خوش کنم
موکشان بازم غمش در کنج دیواری کشد ۲

راز آن بت با که گویم چون مسلمانی نماند
کز تن این بت پرستی کهنه زناری کشد ۳

محرم عاشق بود غمگین تر از عاشق بسی
تندرستش مشمر آن کو رنج بیماری کشد ۴

ماه در محمل چه داند، از گرانی دلم؟
زحمت اشتر کسی داند که او باری کشد ۵

ای به خواب خوش بگویم با تو از شبهای خویش
غم مباد این سرمه را در چشم بیماری کشد ۶

گفتیم بار دگر کن پیش خوبان دگر
نیست این سوزن که از پای دلم خاری کشد ۷

چند تن در مسجد و دل گرد کوی شاهدان
خرم آن کو آشکارا باده با یاری کشد ۸

آستان بوس خرابات است خسرو را هوس
کین مصلا خدمتی در پیش خماری کشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۸۶ - ناز کن، ای گل، که سرو بوستانی می کشد
گوهر بعدی:شماره ۶۸۸ - آن که دل برد و ز غمزه چون سنانش می نهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.