هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری سخن میگوید، از امیدها و عهدهایی که شکسته شدهاند، و از رنجهای عاشقانه مینالد. او معشوق را ستایش میکند و از زیباییها و نیکیهایش یاد میکند. در پایان، شاعر آرزو میکند که معشوق به او توجه کند و دردهایش را تسکین بخشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و گاهی دردناک است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۱۱ - ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد
ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد
یاد می دار که از مات نمی آید یاد ۱
عهدها بستی و می داشتم امید وفا
ای امید من و عهد تو سراسر همه یاد ۲
هر چه دارند ز آیین نکویی خوبان
همه داری و بدان چشم بدانت مرساد ۳
ماجرای دل گمگشته بی نام و نشان
هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد ۴
آفرین بر سر آن دست کزان خواهد یافت
گره کار من از بند قبای تو گشاد ۵
گر نبردی ز سر گیسوی مشکین تو بوی
محنت آن همه غم از چه کشیدی شمشاد ۶
کام خسرو بده، ای خسرو خوبان که شده ست
لعل جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد ۷
یاد می دار که از مات نمی آید یاد ۱
عهدها بستی و می داشتم امید وفا
ای امید من و عهد تو سراسر همه یاد ۲
هر چه دارند ز آیین نکویی خوبان
همه داری و بدان چشم بدانت مرساد ۳
ماجرای دل گمگشته بی نام و نشان
هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد ۴
آفرین بر سر آن دست کزان خواهد یافت
گره کار من از بند قبای تو گشاد ۵
گر نبردی ز سر گیسوی مشکین تو بوی
محنت آن همه غم از چه کشیدی شمشاد ۶
کام خسرو بده، ای خسرو خوبان که شده ست
لعل جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۰ - خوبرویان به دل سوخته ساغر ندهند
گوهر بعدی:شماره ۷۱۲ - هر شب از سینه من تیر بلا می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.