هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به زیبایی معشوق و عشق به او میپردازد. او از وفاداری به معشوق، جذابیت بینظیر او و تأثیر عمیق این عشق بر زندگی خود سخن میگوید. همچنین، شاعر از دوری از معشوق و آرزوی وصال او ابراز ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۲۳ - مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود
مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود
هر که راجان بود، از خدمت جانان نرود ۱
آنکه در عشق رخت لاف هواداری زد
به جفا از درت، ای خسرو خوبان، نرود ۲
از خیال من سودا زده اندر ره عمر
یک نفس صورت آن سرو خرامان نرود ۳
کار حسن تو رسیده ست به جایی که سزد
که به عهدت سخن از یوسف کنعان نرود ۴
با خضر ذکر لب لعل تو می باید گفت
تا دگر در طلب چشمه حیوان نرود ۵
باغبان از رخ زیبای تو بیند، دیگر
از پی چیدن گل سوی گلستان نرود ۶
با وصال تو ندارم سر بستان و بهشت
هر که را باغچه ای هست، به بستان نرود ۷
خسرو خسته که مانده ست به دهلی در بند
آه، اگر زو خبری سوی خراسان نرود ۸
هر که راجان بود، از خدمت جانان نرود ۱
آنکه در عشق رخت لاف هواداری زد
به جفا از درت، ای خسرو خوبان، نرود ۲
از خیال من سودا زده اندر ره عمر
یک نفس صورت آن سرو خرامان نرود ۳
کار حسن تو رسیده ست به جایی که سزد
که به عهدت سخن از یوسف کنعان نرود ۴
با خضر ذکر لب لعل تو می باید گفت
تا دگر در طلب چشمه حیوان نرود ۵
باغبان از رخ زیبای تو بیند، دیگر
از پی چیدن گل سوی گلستان نرود ۶
با وصال تو ندارم سر بستان و بهشت
هر که را باغچه ای هست، به بستان نرود ۷
خسرو خسته که مانده ست به دهلی در بند
آه، اگر زو خبری سوی خراسان نرود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۲ - عاشقی را که غم دوست به از جان نبود
گوهر بعدی:شماره ۷۲۴ - خرم آن لحظه که مشتاق به یاری نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.