هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، رنجهای عاشقانه، و پذیرش تقدیر میپردازد. شاعر از عشق به عنوان یک تجربه عمیق و پررنج یاد میکند و بر ارزشهای معنوی و عرفانی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر و تأمل دارند که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۷۲۲ - عاشقی را که غم دوست به از جان نبود
عاشقی را که غم دوست به از جان نبود
عاشق جان بود او، عاشق جانان نبود ۱
مردن از دوستی، ای دوست، زهندو آموز
زنده در آتش سوزان شدن آسان نبود ۲
بی بلا نیست مرادی که نه حج پیش در است
که به ره زحمت دریا و بیابان نبود ۳
زهر کش از کف ساقی تو، اگر می خواری
کیست کش تشنگی چشمه حیوان نبود ۴
ای که عاشق نه ای، ار دم دهدت غمزه زنی
دل نبندی که نکو روی مسلمان نبود ۵
جان فدای نظری شد مشمر سهل، ای دوست
کارزویی که به جانی خری، ارزان نبود ۶
دی به گشت آمدی و شور به بازار افتاد
پادشاهی که به شهر آید، پنهان نبود ۷
رفتی و ماند خیال تو، ولی خرسندم
ماندنش گر ز پی همرهی جان نبود ۸
چند پرسی که چرا خلق به رویم حیرانست؟
این حکایت ز کسی پرس که حیران نبود ۹
خسروا، بلبلی آخر، به قفس هم خوش باش
دور گردونست، همه باغ و گلستان نبود ۱۰
عاشق جان بود او، عاشق جانان نبود ۱
مردن از دوستی، ای دوست، زهندو آموز
زنده در آتش سوزان شدن آسان نبود ۲
بی بلا نیست مرادی که نه حج پیش در است
که به ره زحمت دریا و بیابان نبود ۳
زهر کش از کف ساقی تو، اگر می خواری
کیست کش تشنگی چشمه حیوان نبود ۴
ای که عاشق نه ای، ار دم دهدت غمزه زنی
دل نبندی که نکو روی مسلمان نبود ۵
جان فدای نظری شد مشمر سهل، ای دوست
کارزویی که به جانی خری، ارزان نبود ۶
دی به گشت آمدی و شور به بازار افتاد
پادشاهی که به شهر آید، پنهان نبود ۷
رفتی و ماند خیال تو، ولی خرسندم
ماندنش گر ز پی همرهی جان نبود ۸
چند پرسی که چرا خلق به رویم حیرانست؟
این حکایت ز کسی پرس که حیران نبود ۹
خسروا، بلبلی آخر، به قفس هم خوش باش
دور گردونست، همه باغ و گلستان نبود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۱ - گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
گوهر بعدی:شماره ۷۲۳ - مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.