هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی احساسات عاشقانه و انتظار برای وصال معشوق را بیان می‌کند. شاعر از لحظه‌های انتظار، درد فراق، و ارزش وصال سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند گل، خار، و بهار، عمق احساسات خود را نشان می‌دهد. در پایان، از یار خود می‌خواهد که اگر خودش نمی‌رسد، دست کم یاری کند تا دلش تسکین یابد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های ادبی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مضامین مانند درد فراق و انتظار برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار یا نامفهوم باشد.

شماره ۷۲۴ - خرم آن لحظه که مشتاق به یاری نرسد

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری نرسد
آرزومند نگاری به نگاری رسد ۱

دیده بر روی چو گل بنهد و نبود خبرش
گر چه بر دیده ز نوک مژه خاری برسد ۲

گر چه در دیده کشد هیچ غبارش نبود
هر کجا از قدم دوست غباری برسد ۳

لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد ۴

قیمت گل بشناسد، مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری می رسد ۵

ای خوش آن پاسخ تلخی که دهد از صبرم
که خماری شکن ار بعد خماری برسد ۶

خسروا، یار تو، گر می نرسد، یاری کن
بهر تسکین دل خویش که آری برسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۲۳ - مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود
گوهر بعدی:شماره ۷۲۵ - چه کند دل که جفای تو تحمل کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.