هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق و جفای معشوق سخن میگوید. او از تحمل رنجهای عشق، ناامیدی، و احساس تنهایی مینویسد و با استفاده از استعارههای طبیعی مانند گل، بلبل، و خزان، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۷۲۵ - چه کند دل که جفای تو تحمل کند
چه کند دل که جفای تو تحمل کند
که اگر جان طلبی، بنده تامل نکند ۱
واجب است ار دهن غنچه بدوزند به خار
تا در ایام جمالت سخن گل نکند ۲
هر که را چشم به رخسار گلی سرخ شده است
شاید ار عیب سیه رویی بلبل نکند ۳
کوه غم گشتم و آن می کشم از هر مویت
که سر مویی از ان گونه تحمل نکند ۴
دم به دم سوخت اسیری که شکیبا نبود
در به در گشت اسیری که توکل نکند ۵
زین دم سرد حذر تا نکند آن بر تو
که دم باد خزان با گل و سنبل نکند ۶
نگذرد خیل خیال تو به چشم من، اگر
دیده بر آب ز سنگین تن من پل نکند ۷
کار خسرو بشد از دست، تو دانی، گفتم
تا خیال تو درین کار تغافل نکند ۸
که اگر جان طلبی، بنده تامل نکند ۱
واجب است ار دهن غنچه بدوزند به خار
تا در ایام جمالت سخن گل نکند ۲
هر که را چشم به رخسار گلی سرخ شده است
شاید ار عیب سیه رویی بلبل نکند ۳
کوه غم گشتم و آن می کشم از هر مویت
که سر مویی از ان گونه تحمل نکند ۴
دم به دم سوخت اسیری که شکیبا نبود
در به در گشت اسیری که توکل نکند ۵
زین دم سرد حذر تا نکند آن بر تو
که دم باد خزان با گل و سنبل نکند ۶
نگذرد خیل خیال تو به چشم من، اگر
دیده بر آب ز سنگین تن من پل نکند ۷
کار خسرو بشد از دست، تو دانی، گفتم
تا خیال تو درین کار تغافل نکند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۴ - خرم آن لحظه که مشتاق به یاری نرسد
گوهر بعدی:شماره ۷۲۶ - لب خونخوار تو جز خون دل افزون نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.