هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد دوری از معشوق و رنجهای عاشق است. شاعر از بیقراری و سوختن دل در فراق یار میگوید و از تیرهای نگاه معشوق که جان او را میسوزاند. همچنین، او از غیرت و حسادت به دیگرانی که در دل و جان معشوق جای دارند، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده مانند غم، غیرت و دلسوختگی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غیرت و حسادت نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۷۲۸ - تو که روزت به نشاط دل و جان می گذرد
تو که روزت به نشاط دل و جان می گذرد
شب، چه دانی، که مرا بی تو چسان می گذرد؟ ۱
آب خوش می خورد این خلق ز سیل چشمم
بس که دل سوخته زان آب روان می گذرد ۲
قامتت راست چو تیر است و عجایب تیری
که ز من دور و مرا در دل و جان می گذرد ۳
ناوک چشم توام می کشد و غیرت هم
که چرا در دل و جان دگران می گذرد؟ ۴
باش از من شنو، ای جان، غم دل چند خوری
جان، دل این است که ما را به زبان می گذرد ۵
دل گم کرده همی جوید خلقی در خاک
اندر ان راه که آن سرو روان می گذرد ۶
سوز جانهاست، مبادا که رسد در گوشت
ناله ها کز دل خسرو به دهان می گذرد ۷
شب، چه دانی، که مرا بی تو چسان می گذرد؟ ۱
آب خوش می خورد این خلق ز سیل چشمم
بس که دل سوخته زان آب روان می گذرد ۲
قامتت راست چو تیر است و عجایب تیری
که ز من دور و مرا در دل و جان می گذرد ۳
ناوک چشم توام می کشد و غیرت هم
که چرا در دل و جان دگران می گذرد؟ ۴
باش از من شنو، ای جان، غم دل چند خوری
جان، دل این است که ما را به زبان می گذرد ۵
دل گم کرده همی جوید خلقی در خاک
اندر ان راه که آن سرو روان می گذرد ۶
سوز جانهاست، مبادا که رسد در گوشت
ناله ها کز دل خسرو به دهان می گذرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۷ - لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
گوهر بعدی:شماره ۷۲۹ - چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.