خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از مواجهه ناگهانی با معشوقهای زیبا و جذاب سخن میگوید که باعث دلبستگی و سپس فراق و جفا شده است. او از درد فراق و نا وفایی معشوق شکایت میکند و در نهایت به مخاطب (شاید پادشاه) توصیه میکند که صبر پیشه کند، چرا که چنین رویدادهایی تنها برای او پیش نیامده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند جفا و فراق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۳۹ - از کجا در رهم آن شوخ بلا پیش آمد؟
از کجا در رهم آن شوخ بلا پیش آمد؟
چه بلا بود ندانم، ز کجا پیش آمد؟ ۱
سوی صحرا به تماشای چمن می رفتم
دلبری، سر و قدی، ماه لقا پیش آمد ۲
آنچه من دیدم و من می کشم از جور فراق
که شنیده ست و که دیده ست و که را پیش آمد ۳
آن بت از مهر نخستین به وفا دل می برد
آنکه دل برد ز ما پس به جفا پیش آمد ۴
خسروا، خون خور و دم در کش و صبری پیش آر
که چنین واقعه تنها نه ترا پیش آمد ۵
چه بلا بود ندانم، ز کجا پیش آمد؟ ۱
سوی صحرا به تماشای چمن می رفتم
دلبری، سر و قدی، ماه لقا پیش آمد ۲
آنچه من دیدم و من می کشم از جور فراق
که شنیده ست و که دیده ست و که را پیش آمد ۳
آن بت از مهر نخستین به وفا دل می برد
آنکه دل برد ز ما پس به جفا پیش آمد ۴
خسروا، خون خور و دم در کش و صبری پیش آر
که چنین واقعه تنها نه ترا پیش آمد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۸ - وه که باز این دل دیوانه گرفتار آمد
گوهر بعدی:شماره ۷۴۰ - باز عشق آمد و دیوانگیم پیش آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.