هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات شاعر در مورد وداع و جدایی از معشوق میپردازد. شاعر از درد فراق و ناتوانی در کنار آمدن با آن سخن میگوید و تأکید میکند که عقل و پند در این زمینه سودی ندارد. همچنین، او به ناامیدی و یأس خود از رسیدن به معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۴۶ - هر کسی روز وداع از پی محمل می شد
هر کسی روز وداع از پی محمل می شد
تو مپندار که آن دلبرم از دل می شد ۱
هیچ منزل نشود قافله از آب جدا
زانکه پیش از همه سیلاب به منزل می شد ۲
گفتم، از محمل آن جان جهان برگردم
پایم از خون دل سوخته در گل می شد ۳
ساربان خیمه به صحرا زد و اینم عجب است
که قیامت نشد آن روز که محمل می شد ۴
راستی هر که در آن شکل و شمایل می دید
هم چو من فتنه در آن شکل و شمایل می شد ۵
پند عاقل نکند سود که در بند فراق
دل دیوانه ندیدیم که عاقل می شد ۶
بگذر از خویش که بی طبع مسالک، خسرو
هیچ سالک نشنیدیم که واصل می شد ۷
تو مپندار که آن دلبرم از دل می شد ۱
هیچ منزل نشود قافله از آب جدا
زانکه پیش از همه سیلاب به منزل می شد ۲
گفتم، از محمل آن جان جهان برگردم
پایم از خون دل سوخته در گل می شد ۳
ساربان خیمه به صحرا زد و اینم عجب است
که قیامت نشد آن روز که محمل می شد ۴
راستی هر که در آن شکل و شمایل می دید
هم چو من فتنه در آن شکل و شمایل می شد ۵
پند عاقل نکند سود که در بند فراق
دل دیوانه ندیدیم که عاقل می شد ۶
بگذر از خویش که بی طبع مسالک، خسرو
هیچ سالک نشنیدیم که واصل می شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۵ - بس که خون جگر از راه نظر بیرون شد
گوهر بعدی:شماره ۷۴۷ - هر کرا داعیه درد طلب پیدا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.