هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیخوابی، گریهها و نالههایش میگوید و از عقل و دل خود که در برابر عشق تسلیم شدهاند شکایت میکند. همچنین، او از جفاهای معشوق و ناتوانی خود در برابر این عشق نافرجام مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و شکایت از جفا ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۷۶۶ - دوش آتش زدی و گریه مرا یاری داد
دوش آتش زدی و گریه مرا یاری داد
ناله من همه کو را شغب و زاری داد ۱
چشم دارم که به خواب اجلم خسپاند
خاک کویت که مرا سرمه بیداری داد ۲
مست بگذشتی و شد بیخودیم رهزن عشق
تا که همراه شد و بخت کرا یاری داد ۳
همه شب خلق در آسایش و من در فریاد
روز بد بین که دلم را چه گرفتاری داد؟ ۴
یارب، از خون منش هیچ نگیری دامن
گر چه در کشتن من داد جفا کاری داد ۵
عقل کو بر سر من کار نمایی کردی
کارم افتاد، چو بر جان خط بیزاری داد ۶
همه در بار تو بستند دل و خسرو بین
داد عقل و دل و دین، نیز به سر باری داد ۷
ناله من همه کو را شغب و زاری داد ۱
چشم دارم که به خواب اجلم خسپاند
خاک کویت که مرا سرمه بیداری داد ۲
مست بگذشتی و شد بیخودیم رهزن عشق
تا که همراه شد و بخت کرا یاری داد ۳
همه شب خلق در آسایش و من در فریاد
روز بد بین که دلم را چه گرفتاری داد؟ ۴
یارب، از خون منش هیچ نگیری دامن
گر چه در کشتن من داد جفا کاری داد ۵
عقل کو بر سر من کار نمایی کردی
کارم افتاد، چو بر جان خط بیزاری داد ۶
همه در بار تو بستند دل و خسرو بین
داد عقل و دل و دین، نیز به سر باری داد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۵ - باز عشق تو مرا مژده رسوایی داد
گوهر بعدی:شماره ۷۶۷ - چشم مست تو که دی بر من بیتاب افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.