هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او به یاد شبهایی میافتد که معشوقش او را با افسانههای خود به خواب میبرد و حالا چشمهایش از گریه خراب شده است. شاعر از درد فراق و بیگانگی از جان خود مینالد و از معشوقی میگوید که او را دیوانه کرده است. در نهایت، او از دلهای شکسته و بتخانهای سخن میگوید که قبلهگاهش شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۷۶ - باز یاد آن شبم دیوانه کرد
باز یاد آن شبم دیوانه کرد
کان پسر با من به خواب افسانه کرد ۱
شد خراب این دیده و سلطان حسن
از کجا منزل درین ویرانه کرد؟ ۲
کم مبادش مویی، ار چه زلف را
بهر آزار دل من شانه کرد ۳
شمع مهمان داشت چون پروانه را
مرغ بریانش هم از پروانه کرد ۴
جان من آن آشنا، گویی تویی
کو مرا از جان خود بیگانه کرد ۵
من نمی دانم که چون باشد پری
شکل تو باری مرا دیوانه کرد ۶
از دل خسرو چه پرسی حال، کو
قبله را در کار این بتخانه کرد ۷
کان پسر با من به خواب افسانه کرد ۱
شد خراب این دیده و سلطان حسن
از کجا منزل درین ویرانه کرد؟ ۲
کم مبادش مویی، ار چه زلف را
بهر آزار دل من شانه کرد ۳
شمع مهمان داشت چون پروانه را
مرغ بریانش هم از پروانه کرد ۴
جان من آن آشنا، گویی تویی
کو مرا از جان خود بیگانه کرد ۵
من نمی دانم که چون باشد پری
شکل تو باری مرا دیوانه کرد ۶
از دل خسرو چه پرسی حال، کو
قبله را در کار این بتخانه کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۵ - باز بوی گل مرا دیوانه کرد
گوهر بعدی:شماره ۷۷۷ - باز زهره مطربی آغاز کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.