خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از دلبریهای معشوق، فتنهانگیزی زلف او، و جراحتهای ناشی از غمزههایش میگوید. همچنین، شاعر به عاشقان اشاره میکند که با وجود رنجهای عشق، همچنان به آن پایبند هستند. در پایان، شاعر از جفای معشوق و مقایسه آن با جفای پادشاهان سخن میگوید.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جفای معشوق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۹۴ - هر که دل با دلربایی می نهد
هر که دل با دلربایی می نهد
خویشتن را در بلایی می نهد ۱
می خورد صد غوطه در دریای غم
چشم اگر بر آشنایی می نهد ۲
دلبرا، چابک سوار تو سنت
دلبری را دست و پایی می نهد ۳
تا سر زلف تو جای فتنه شد
فتنه هم خود را به جایی می نهد ۴
غمزه شوخت جراحت می کند
هر که را لعلت دوایی می نهد ۵
عاشقان را می کشی و لعل تو
هم بر ایشان خونبهایی می نهد ۶
کیست خسرو تا جفای خسروان
چون تو شاهی بر گدایی می نهد ۷
خویشتن را در بلایی می نهد ۱
می خورد صد غوطه در دریای غم
چشم اگر بر آشنایی می نهد ۲
دلبرا، چابک سوار تو سنت
دلبری را دست و پایی می نهد ۳
تا سر زلف تو جای فتنه شد
فتنه هم خود را به جایی می نهد ۴
غمزه شوخت جراحت می کند
هر که را لعلت دوایی می نهد ۵
عاشقان را می کشی و لعل تو
هم بر ایشان خونبهایی می نهد ۶
کیست خسرو تا جفای خسروان
چون تو شاهی بر گدایی می نهد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۳ - بر رخت چون زلف پر خم بگذرد
گوهر بعدی:شماره ۷۹۵ - مردمی نرگس او می داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.