هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان ناامیدی، بیوفایی دنیا و انسانها، و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از نبود وفا، مهر، و صداقت در جهان شکایت دارد و احساس تنهایی و بیپناهی میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، رنج، تقدیر، و جفاهای زمانه اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، لحن غمگین و پیچیدگیهای معنایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۸۰۱ - هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندید
هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندید
در همه بستان خاک مهرگیایی ندید ۱
رسم قلندر خوش است بی سرو پا زیستن
کار جهان را کسی چون سرو پایی ندید ۲
مرد ز عقد کسان در مرادی نیافت
اهل ز نقد خسان کاه ربایی ندید ۳
هم نفسان را خرد بیخت به غربال صدق
در دل ویران شان گنج وفایی ندید ۴
تیرگی حال خویش پیش که روشن کنم؟
چون دلم از دوستان هیچ صفایی ندید ۵
بی غمی از کام دل هیچ نصیبم نداد
شبپره از آفتاب هیچ ضیایی ندید ۶
از چه ادب می کند چرخ مرا، چون ز من
دور گناهی نگفت، دهر خطایی ندید ۷
خواست شکایت کند دل ز جفاهای عشق
همت ما را در آن عقل رضایی ندید ۸
دولتی عقبی، سزاست، گر چو منی را نجست
محرم سلطان، رواست، گر به گدایی ندید ۹
صورت مقصود خویش دیده ندیدی، و لیک
آینه بخت را آه که جایی ندید ۱۰
سینه خسرو ز غم غنچه صفت خون گرفت
کز چمن روزگار برگ و نوایی ندید ۱۱
در همه بستان خاک مهرگیایی ندید ۱
رسم قلندر خوش است بی سرو پا زیستن
کار جهان را کسی چون سرو پایی ندید ۲
مرد ز عقد کسان در مرادی نیافت
اهل ز نقد خسان کاه ربایی ندید ۳
هم نفسان را خرد بیخت به غربال صدق
در دل ویران شان گنج وفایی ندید ۴
تیرگی حال خویش پیش که روشن کنم؟
چون دلم از دوستان هیچ صفایی ندید ۵
بی غمی از کام دل هیچ نصیبم نداد
شبپره از آفتاب هیچ ضیایی ندید ۶
از چه ادب می کند چرخ مرا، چون ز من
دور گناهی نگفت، دهر خطایی ندید ۷
خواست شکایت کند دل ز جفاهای عشق
همت ما را در آن عقل رضایی ندید ۸
دولتی عقبی، سزاست، گر چو منی را نجست
محرم سلطان، رواست، گر به گدایی ندید ۹
صورت مقصود خویش دیده ندیدی، و لیک
آینه بخت را آه که جایی ندید ۱۰
سینه خسرو ز غم غنچه صفت خون گرفت
کز چمن روزگار برگ و نوایی ندید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۰ - یار قبا چست کرد، رخش به میدان برید
گوهر بعدی:شماره ۸۰۲ - نیست به دست امید بخت مرا آن کمند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.