هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان ناامیدی، عشق، رنج‌های عاشقانه و بی‌اعتباری جان در برابر معشوق می‌پردازد. شاعر از دستیابی به آرزوهایش ناامید است و عشق را آتشی توصیف می‌کند که با پند دیگران شعله‌ورتر می‌شود. همچنین، اشاره‌ای به داستان یوسف و زلیخا دارد و بر بی‌ارزشی جان در برابر زیبایی معشوق تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی کافی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و بی‌ارزشی جان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۸۰۲ - نیست به دست امید بخت مرا آن کمند

نیست به دست امید بخت مرا آن کمند
کافتدش از هیچ رو صید مرادی به بند ۱

دعوی عیاریم رفت به کویش فرود
ز آنکه سرم پست شد کنگر قصرش بلند ۲

بی سر و پا می دویم تا به کجا سر نهیم
بارگی شاه شد گردن ما در کمند ۳

تنگ میا زآه من، چشم بدان از تو دور
نیست رخ خوب را چاره ز دود سپند ۴

در ره جولانت چون دیده ما خاک شد
دیده بسی در رهست دور ترک ران سمند ۵

هستم ازان گفت تلخ در سکرات فنا
از دمت آخر دمی چاشنیی ده ز قند ۶

ای که به بازار حسن قیمت خوبان کنی
پیش زلیخا مگوی «یوسفی آنجا به چند؟» ۷

سوخته از پند خلق سوخته تر می شود
کاتش عشق است تیز باد وزان است پند ۸

خسرو اگر عاشقی بیم ز کشتن مدار
پیش رخ نیکوان جان نبود ارجمند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰۱ - هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندید
گوهر بعدی:شماره ۸۰۳ - باز گرفتار شد دل که درین سینه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.