هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و نیاز شدید شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی معشوق، حیرت و سرگشتگی خود در عشق، و رنج هجران می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند زهد و نماز دارد که در کنار عشق زمینی قرار می‌گیرند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.

شماره ۸۱۷ - چندان که یار ما را در حسن ناز باشد

چندان که یار ما را در حسن ناز باشد
ما را هزار چندان با او نیاز باشد ۱

عمری به سوی زلفش سرگشته چون نسیمم
بیماروار حیران، تا کی جواز باشد؟ ۲

در یک نظر فریبد محراب ابروی او
صد ساله زاهدی را کو در نماز باشد ۳

از هر مقام کافتد عشاق بینوا را
آهنگ کوی جانان عزم حجاز باشد ۴

آنجا که حسن خوبان جلوه دهند، عاشق
جز روی تو نبیند، گر چشم باز باشد ۵

تر شد مرا ز هجرت از خون دیده دامن
چون شمع نیم سوزی کاندر گداز باشد ۶

جز خون دل که آید هر دم به چشم خسرو
یک دوست در نیاید، گر اهل راز باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۶ - من دلبری ندیدم کش زین نهاد باشد
گوهر بعدی:شماره ۸۱۸ - ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.