خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حضور معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر سخن می‌گوید. شاعر از بوی خوش، زیبایی و جذبه‌های معشوق می‌گوید که حتی بادِ زلفش باعث رشک می‌شود. همچنین، شاعر با اشاره به یوسف و فرهاد، از عشق و فداکاری در راه معشوق سخن می‌راند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات ادبی مانند یوسف و فرهاد نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.

مشاهده کامل

شماره ۸۲۳ - هر بار کان پریوش در کوی من در آید

هر بار کان پریوش در کوی من در آید
بیهوشیی ز رویش در مرد و زن در آید ۱

من در درون خانه دانم که آمد آن مه
کز هر طرف به خانه بوی سمن در آید ۲

رشک آیدم ز بادی کاید به گرد زلفش
ور خود غبار باشد در چشم من در آید ۳

یوسف رخا ز چشمم دامن کشان گذر کن
تا دیده را نسیمی زان پیرهن در آید ۴

شمعی و می بسوزم پیش رخ تو، آری
پروانه بهر مردن گرد لگن در آید ۵

بنشین که یک زمانی تنگت به بر در آرم
تا جان رفته از تن بازم به تن در آید ۶

فرهاد گشت خسرو، بگشای لب که ناگه
شیری ز جوی شیرین بر کوهکن در آید ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۲ - چون بینم اینکه رویت در چشم دیگر آید
گوهر بعدی:شماره ۸۲۴ - امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.