هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، انتظار و درد فراق سخن میگوید. شاعر از عدم حضور معشوق و رنجهای عاشقان مینالد و با تصاویری مانند تیر غمزه و سینهشکافی، عمق درد خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به ناامیدی از بخت بد و سختیهای رسیدن به کامرانی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند «سینه شکاف کردن» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۸۲۴ - امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟
امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟
مردند دردمندان، جان، آن برون نیامد ۱
نظارگی ز هر سو در انتظار رویت
دادند جان بر آن در، سلطان برون نیامد ۲
جانم فدای یاری کو در دلی چو در شد
بیرون نرفت از دل تا جان بیرون نیامد ۳
تیری که زد ز غمزه، لابد به سینه آمد
سینه شکاف کردم، پیکان برون نیامد ۴
دی می گذشت، گفتم کش ناله بشنوانم
هر چند جهد کردم، افغان برون نیامد ۵
اسباب کامرانی از بخت بد چه جویم؟
کز ثغبه مغیلان ریحان برون نیامد ۶
گفتی بمیر خسرو کز تو رهم، چه حیله
چون جان عشقبازان آسان برون نیامد ۷
مردند دردمندان، جان، آن برون نیامد ۱
نظارگی ز هر سو در انتظار رویت
دادند جان بر آن در، سلطان برون نیامد ۲
جانم فدای یاری کو در دلی چو در شد
بیرون نرفت از دل تا جان بیرون نیامد ۳
تیری که زد ز غمزه، لابد به سینه آمد
سینه شکاف کردم، پیکان برون نیامد ۴
دی می گذشت، گفتم کش ناله بشنوانم
هر چند جهد کردم، افغان برون نیامد ۵
اسباب کامرانی از بخت بد چه جویم؟
کز ثغبه مغیلان ریحان برون نیامد ۶
گفتی بمیر خسرو کز تو رهم، چه حیله
چون جان عشقبازان آسان برون نیامد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۳ - هر بار کان پریوش در کوی من در آید
گوهر بعدی:شماره ۸۲۵ - گر بر عذار سیمین زلفش دوتو نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.