این شعر عاشقانه و عرفانی به زیباییهای معشوق و احساسات عاشق اشاره دارد. شاعر از دلهایی که در خانه نمیگنجند، شرابی که در دل جای میگیرد اما در پیمانه نه، و عشقی که در جمع بتپرستان مردانه است سخن میگوید. همچنین، تأکید بر معنیبخشیدن به عشق به جای ظاهرگرایی و هشدار دربارهٔ نازکدلی و دیوانگی در کوی عشق از دیگر مضامین این شعر است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خون کن که من خموشم' یا 'در کوی شیشه کاران دیوانه مینگنجد' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۸۲۹ - زلفت که هر خم از وی در شانه می نگنجد
دلها که او فشاند در خانه می نگنجد ۱
دلها چنان که دانی خون کن که من خموشم
در کار آشنایان بیگانه می نگنجد ۲
گر می کشیم خودکش، بر غمزه بار مفگن
در بخشش کریمان پروانه می نگنجد ۳
مقصود دل ز خوبان معنی بود نه صورت
در دل شراب گنجد، پیمانه می نگنجد ۴
افسرده وصل جوید در دل نه داغ هجران
بر می مگس نشیند، پروانه می نگنجد ۵
در جمع بت پرستان سرباز عشق باید
کاندر صف عروسان مردانه می نگنجد ۶
زین نازکان رعنا، خسرو، گریز زیرا
در کوی شیشه کاران دیوانه می نگنجد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.