هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق و عاشقانه، دردها و رنجهای عاطفی، و سوالات فلسفی درباره زندگی و مرگ میپردازد. شاعر از زیباییهای طبیعت و مفاهیم نمادین مانند گل، خون، و فرشته استفاده میکند تا احساسات خود را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها (مانند خون و مرگ) ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۸۳۵ - دی زخم ناخنش به رخ چمن سمن چه بود؟
دی زخم ناخنش به رخ چمن سمن چه بود؟
وان در همی به سلسله پرشکن چه بود؟ ۱
آلوده خمار چرا بود نرگسش؟
پژمردگیش در گل و در نسترن چه بود؟ ۲
آن لحظه کامد ار نه فرشته ست یا پری
گاه نظاره مردن هر مرد و زن چه بود؟ ۳
خون من و می دگران گر نخورده بود
آن رنگ خون و بوی میش در دهن چه بود؟ ۴
این شادیم بکشت که خوش بود با همه
و آن برشکستنش به کرشمه ز من چه بود؟ ۵
رخ جمله را نمود و مرا گفت، تو مبین
زین نفف مست و بیخبرم، کاین سخن چه بود؟ ۶
سیری ز جان نبود، گر این خون گرفته را
سیراب دیدنش سوی آن غمزه زن چه بود؟ ۷
گر جان یوسف از عدم این سو نیامده ست
آن تن که دیدمش به ته پیرهن چه بود؟ ۸
کشتن صلاح بود، چو رسوا شدیم، از آنک
تدبیر پرده پوشی ما جز کفن چه بود؟ ۹
دوش آن زمان که رفت ز پیش تو، خسروا
چون ماند جان و دل چه شد و حال تن چه بود؟ ۱۰
وان در همی به سلسله پرشکن چه بود؟ ۱
آلوده خمار چرا بود نرگسش؟
پژمردگیش در گل و در نسترن چه بود؟ ۲
آن لحظه کامد ار نه فرشته ست یا پری
گاه نظاره مردن هر مرد و زن چه بود؟ ۳
خون من و می دگران گر نخورده بود
آن رنگ خون و بوی میش در دهن چه بود؟ ۴
این شادیم بکشت که خوش بود با همه
و آن برشکستنش به کرشمه ز من چه بود؟ ۵
رخ جمله را نمود و مرا گفت، تو مبین
زین نفف مست و بیخبرم، کاین سخن چه بود؟ ۶
سیری ز جان نبود، گر این خون گرفته را
سیراب دیدنش سوی آن غمزه زن چه بود؟ ۷
گر جان یوسف از عدم این سو نیامده ست
آن تن که دیدمش به ته پیرهن چه بود؟ ۸
کشتن صلاح بود، چو رسوا شدیم، از آنک
تدبیر پرده پوشی ما جز کفن چه بود؟ ۹
دوش آن زمان که رفت ز پیش تو، خسروا
چون ماند جان و دل چه شد و حال تن چه بود؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۴ - یاری که بر جدایی اویم گمان نبود
گوهر بعدی:شماره ۸۳۶ - یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.