هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و بیقراری دل عاشق است. شاعر از بیتابی دل، بیاثر بودن دعا و فسون در برابر عشق، و رنج هجران میگوید. همچنین، به تسلیم جان در پای معشوق و آزمونهای سخت عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۸۶۱ - این دل که هر شبیش ز سالی فزون رود
این دل که هر شبیش ز سالی فزون رود
یکدم چه باشد، ار سوی صبر و سکون رود ۱
زنهار دل بریم ز سودای عشق، از آنک
دیوی ست اینکه نه به دعا و فسون رود ۲
بی درد گویدم که چرا شام تا سحر
گریه ز چشم تو زنهایت فزون رود ۳
دردی ست در دلم که بود حق به دست من
از چشم من گر از به دل آب خون رود ۴
بادا فداش دیده و دل آن زمان که او
دل دزدد و ز دیده عاشق برون رود ۵
بستی دلم به زلف و همی رانیش ز پیش
بیچاره پای بسته به زنجیر چون رود؟ ۶
نظاره تو هست کشنده تر از فراق
جانی که مانده بود ز هجران کنون رود ۷
جان زیر پای تو به هوس می دهم، مگر
یکبار پای تا هوس از دل برون رود ۸
خسرو، چو لاف عشق زدی، از بلا مترس
زینسان بر اهل عشق بسی آزمون رود ۹
یکدم چه باشد، ار سوی صبر و سکون رود ۱
زنهار دل بریم ز سودای عشق، از آنک
دیوی ست اینکه نه به دعا و فسون رود ۲
بی درد گویدم که چرا شام تا سحر
گریه ز چشم تو زنهایت فزون رود ۳
دردی ست در دلم که بود حق به دست من
از چشم من گر از به دل آب خون رود ۴
بادا فداش دیده و دل آن زمان که او
دل دزدد و ز دیده عاشق برون رود ۵
بستی دلم به زلف و همی رانیش ز پیش
بیچاره پای بسته به زنجیر چون رود؟ ۶
نظاره تو هست کشنده تر از فراق
جانی که مانده بود ز هجران کنون رود ۷
جان زیر پای تو به هوس می دهم، مگر
یکبار پای تا هوس از دل برون رود ۸
خسرو، چو لاف عشق زدی، از بلا مترس
زینسان بر اهل عشق بسی آزمون رود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۰ - دل می بری به رفتن و هر کو چنان زود
گوهر بعدی:شماره ۸۶۲ - سودای دیدن تو ز دیدن نمی رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.