خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند نخل و بلبل برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از عشق، رنج، و ناامیدی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند شراب، دیوانگی، و سیاست نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر به زندگی و مرگ و ارزش زمان میپردازد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و دیوانگی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۸۶۵ - آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد
آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد
بیچاره بلبلی که از آن نخل برخورد ۱
کشت شبت به دست نیاید، وه ای رقیب
جایی که پا گرفت، خدنگ سحر خورد ۲
من بیخود اینچنین ز رخش گشتم، ای حریف
ورنه کسی شراب ز من بیشتر خورد؟ ۳
من کیستم که بر در تو پی سپر شوم؟
حاشا که خون من به چنان خاک در خورد ۴
جان شد خراب هم به می اول و هنوز
دیوانه باش تا دو سه روزی دگر خورد ۵
بهرمی مراد فراوان بود حریف
مرد آن بود که تیغ سیاست به سر خورد ۶
ای پاسبان، ز خواب چه پرسی، ز عمر پرس
تا آنکه جاهل است غم خواب و خور خورد ۷
خوش طوطیی ست خسرو مسکین به دام هجر
کز بخت خویش غصه به جای شکر خورد ۸
بیچاره بلبلی که از آن نخل برخورد ۱
کشت شبت به دست نیاید، وه ای رقیب
جایی که پا گرفت، خدنگ سحر خورد ۲
من بیخود اینچنین ز رخش گشتم، ای حریف
ورنه کسی شراب ز من بیشتر خورد؟ ۳
من کیستم که بر در تو پی سپر شوم؟
حاشا که خون من به چنان خاک در خورد ۴
جان شد خراب هم به می اول و هنوز
دیوانه باش تا دو سه روزی دگر خورد ۵
بهرمی مراد فراوان بود حریف
مرد آن بود که تیغ سیاست به سر خورد ۶
ای پاسبان، ز خواب چه پرسی، ز عمر پرس
تا آنکه جاهل است غم خواب و خور خورد ۷
خوش طوطیی ست خسرو مسکین به دام هجر
کز بخت خویش غصه به جای شکر خورد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۴ - سیمین زنخ که طره عنبرفشان برد
گوهر بعدی:شماره ۸۶۶ - عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.