هوش مصنوعی: این متن شعری است که درد عشق و فراق را بیان می‌کند. شاعر از دل‌بستگی به معشوق و ناکامی در وصال او می‌گوید و احساسات عمیق غم و اندوه را به تصویر می‌کشد. او از اشک‌های بی‌پایان، صبر از دست‌رفته و آرزوهای بربادرفته سخن می‌گوید و در نهایت، خود را در دریای آرزوها غرق‌شده می‌بیند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات شعری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۸۷۰ - دل رفت و آرزوی تو از دل نمی شود

دل رفت و آرزوی تو از دل نمی شود
دل پاره گشت و درد تو زائل نمی شود ۱

مه می شود مقابل روی تو هر شبی
یک روز با رخ تو مقابل نمی شود ۲

رویم زر است و بر در تو خاک می کنم
وصل تو کیمیاست که حاصل نمی شود ۳

شد اشک من حمایل گردون ز دست تو
دستم به گردن تو حمایل نمی شود ۴

بنشسته ام به غم که ز عشق تو خاستن
با آنکه جان همی شودم، دل نمی شود ۵

دل منزل غم آمد و از رهزنان هجر
یک کاروان صبر به منزل نمی شود ۶

خسرو در اوفتاد به غرقاب آرزو
چون کشتی مراد به ساحل نمی شود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶۹ - هر روز چشم من به جمالی فرو شود
گوهر بعدی:شماره ۸۷۱ - کاری ست در سرم که به سامان نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.