هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که از جذابیت و تأثیر معشوق بر دلش سخن میگوید. او از زلف معشوق، دلباختگی خود و رنجهای عشق میسراید و احساساتش را با تصاویر شاعرانه مانند مرغ دل، طوطی و شمع توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۸۸۱ - چشمت که قصد جان من ناتوان کند
چشمت که قصد جان من ناتوان کند
گویم مکن به قصد دل، همان کند ۱
مرغ دل آشیانه به زلف تو می کند
چون طوطیی که میل به هندوستان کند ۲
آن کس که مانده بسته سودای زلف تو
سودش همین بود که دلی را زیان کند ۳
از نردبان زلف تو هردم به آفتاب
آسان رسد، ولیک شبی در میان کند ۴
شمعی که پیش روی چو ماه تو بر کنند
از تیغ گردنش بزنم، گر زبان کند ۵
از دست دیر آمدن و زود رفتنت
روزی هزار بار دل من فغان کند ۶
خسرو چو در تو می نرسد، باری ار به لب
دل را بر آب دیده نشاند، روان کند ۷
گویم مکن به قصد دل، همان کند ۱
مرغ دل آشیانه به زلف تو می کند
چون طوطیی که میل به هندوستان کند ۲
آن کس که مانده بسته سودای زلف تو
سودش همین بود که دلی را زیان کند ۳
از نردبان زلف تو هردم به آفتاب
آسان رسد، ولیک شبی در میان کند ۴
شمعی که پیش روی چو ماه تو بر کنند
از تیغ گردنش بزنم، گر زبان کند ۵
از دست دیر آمدن و زود رفتنت
روزی هزار بار دل من فغان کند ۶
خسرو چو در تو می نرسد، باری ار به لب
دل را بر آب دیده نشاند، روان کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۰ - مشتاق چون نظاره آن سیمبر کند
گوهر بعدی:شماره ۸۸۲ - شوخی نگر که آن بت عیار می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.