هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند مرغ و گل برای بیان احساسات عمیق انسانی مانند درد، امید، عشق و رنج استفاده می‌کند. شاعر از نمادهای مختلف برای توصیف حالات درونی و عاطفی خود بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

شماره ۸۸۶ - هر گاه مرغی از سر شاخی نوا زند

هر گاه مرغی از سر شاخی نوا زند
آید به دل کسی و ره جان ما زند ۱

فریاد از آن دلی که به فریاد هر شبی
نالش به درد از آن سر زلف دو تا زند ۲

نی نغمه طرب که بود ارغنون مرگ
مرغی که در شکنجه دامی نوا زند ۳

ای فاخته، زناله زن آتش به بوستان
کز گل امید نیست که بوی وفا زند ۴

او در خرام و دیده به راهش، چه کم شود؟
گر از طفیل سنگ رهت پشت پا زند ۵

بی خواست آهی از دل من می زند، بترس
کاین تیر ناگرفته ندانم کجا زند؟ ۶

ای پندگوی، شیفته را چون نماند سنگ
خلقی رها کنش که کلوخ جفا زند ۷

خسرو ز رشک غیر به جان می رسد، بلی
خیزد قیامتی چو گدا بر گدا زند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۸۵ - چشم فسونگر تو که داد فسون دهد
گوهر بعدی:شماره ۸۸۷ - یک روز یار اگر قدمی سوی من زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.