هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بی‌توجهی معشوق رنج می‌برد. شاعر از غم‌های بی‌پایان، بی‌اعتنایی یار، و تسلیم شدن در برابر عشق می‌گوید. او حاضر است هر جفایی را تحمل کند و حتی به قیمت جانش تمام شود، بدون آنکه انتظار توجه یا پرسشی از سوی معشوق داشته باشد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تسلیم شدن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۸۹۸ - ز حد گذشت غم ما و آن نگار نپرسید

ز حد گذشت غم ما و آن نگار نپرسید
بگو که با که توان گفت غم که یار نپرسد ۱

دلم ازوست فگار و مباد هیچ گزندش
اگر چه هیچ گه او زین دل فگار نپرسد ۲

بگو که دیدن من هر چه طالع آمدی آخر
به مردن آنکه رود طالع و شمار نپرسد ۳

به درد عشق بمیرم، دوای خویش نپرسم
که عاشقم من و عاشق صلاح کار نپرسد ۴

در آشنایی دریای عشق راست کسی دان
که تن به غرق دهد وز لب و کنار نپرسد ۵

به هر جفا که کنی راضیم، که گشتم اسیرت
شتر مهار به بینی قیاس یار نپرسد ۶

تویی به کشتن ما خوش، ز حال مات چه پرسش
کسی که تیر زند زحمت شکار نپرسد ۷

گرم تو خاک دهی، این ز کوی کیست، نگویم
گدا چو زر دهیش، قیمت و عیار نپرسد ۸

دلش که سوخته شد، خسرو از تو پیش کسی را
سخن ز حسن جوانان گلعذار نپرسد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۹۷ - از آنگهی که گشادم به رویت این نظر خود
گوهر بعدی:شماره ۸۹۹ - گمان مبر که مرا هیچ کس به جای تو باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.