هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از زبان عاشقی بیان میشود که از فراق معشوق رنج میبرد و به صبر و شکیبایی دعوت میکند. او از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و در نهایت از طبیب میخواهد که دیگر به او نزدیک نشود، چرا که درمانی برای دردش وجود ندارد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۹۳۳ - اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
هزار جان مقید ز بند برهاند ۱
منش ببینم و از دور رخ نهم بر خاک
مرا ببیند و از دور رخ بگرداند ۲
قد خمیده خود را همی کنم سجده
ازان جهت که به ابروی دوست می ماند ۳
اگر مراد تو جان است، کار جان سهل است
چه حاجت است که چشمت به زور بستاند؟ ۴
بساز چاره بیچارگان خود امروز
که کار وعده فردا کسی نمی داند ۵
ز روی دوست صبوری نمی توانم کرد
چرا که تشنه صبوری ز آب نتواند ۶
کنون که کار من خسته از دوا بگذشت
بگو طبیب مرا تا قدم نرنجاند ۷
هزار جان مقید ز بند برهاند ۱
منش ببینم و از دور رخ نهم بر خاک
مرا ببیند و از دور رخ بگرداند ۲
قد خمیده خود را همی کنم سجده
ازان جهت که به ابروی دوست می ماند ۳
اگر مراد تو جان است، کار جان سهل است
چه حاجت است که چشمت به زور بستاند؟ ۴
بساز چاره بیچارگان خود امروز
که کار وعده فردا کسی نمی داند ۵
ز روی دوست صبوری نمی توانم کرد
چرا که تشنه صبوری ز آب نتواند ۶
کنون که کار من خسته از دوا بگذشت
بگو طبیب مرا تا قدم نرنجاند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۲ - دلی که نرگس مستش به ناز بستاند
گوهر بعدی:شماره ۹۳۴ - نسیم زلف تو دل را درون بجنباند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.