هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از فرارسیدن بهار و تازگی طبیعت میگوید، اما از نیامدن یارش غمگین است. او از ناامیدی، تنهایی و درد عشق مینالد و بیان میکند که با وجود گذشت زمان، یارش به او توجهی نکرده است. شاعر همچنین از بیوفایی و بیاعتنایی معشوق شکایت دارد و احساس میکند که امیدش به وصل به یار برآورده نشده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی مانند ناامیدی، غم و اندوه و تنهایی در این شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند 'خون دل خوردن' و 'سوختن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۹۵۷ - سبزه ها نو دمید و یار نیامد
سبزه ها نو دمید و یار نیامد
تازه شد باغ و آن نگار نیامد ۱
نوبهار آمد و حریف شرابم
به تماشای نوبهار نیامد ۲
چشم من جویبار گشت ز گریه
سرو من سوی جویبار نیامد ۳
آمد آن گل که باز رفت ز بستان
وه که آن آشنای یار نیامد ۴
عمر بگذشت و زان مسافر بدخو
یک سلامی به یادگار نیامد ۵
خوبرویان بسی بدیدم، لیک
دل گمگشته برقرار نیامد ۶
با چنین آه و اشک، چو باران
شاخ امید من به یار نیامد ۷
آن صبوری که تکیه داشت بر او دل
در چنین وقت هیچ کار نیامد ۸
خون دل خوردم و بسوختم، آری
بر کس آن باده خوشگوار نیامد ۹
آنچه از غم گذشت بر دل خسرو
هر کرا گفتم استوار نیامد ۱۰
تازه شد باغ و آن نگار نیامد ۱
نوبهار آمد و حریف شرابم
به تماشای نوبهار نیامد ۲
چشم من جویبار گشت ز گریه
سرو من سوی جویبار نیامد ۳
آمد آن گل که باز رفت ز بستان
وه که آن آشنای یار نیامد ۴
عمر بگذشت و زان مسافر بدخو
یک سلامی به یادگار نیامد ۵
خوبرویان بسی بدیدم، لیک
دل گمگشته برقرار نیامد ۶
با چنین آه و اشک، چو باران
شاخ امید من به یار نیامد ۷
آن صبوری که تکیه داشت بر او دل
در چنین وقت هیچ کار نیامد ۸
خون دل خوردم و بسوختم، آری
بر کس آن باده خوشگوار نیامد ۹
آنچه از غم گذشت بر دل خسرو
هر کرا گفتم استوار نیامد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۶ - مگر فتنه عشق بیدار شد
گوهر بعدی:شماره ۹۵۸ - نافه چین ز خاک کوی تو زاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.