هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق، رنجهای آن و وابستگی به معشوق سخن میگوید. شاعر از فتنهی عشق، دوری از یار و گرفتاری در محبت مینالد و به مفاهیمی مانند کفر و دین، عیاری و عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند «کفر و دین» یا «عیاری» ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۵۶ - مگر فتنه عشق بیدار شد
مگر فتنه عشق بیدار شد
که خلوت بنشین سوی خمار شد ۱
بگویید با پیر دیر مغان
که دین کفر و تسبیح زنار شد ۲
عجب نیست سراناالحق ازان
که مانند منصور بر دار شد ۳
ایا دوستان، موسم یاری است
که کارم بدینگونه دشوار شد ۴
ایا عاشقان، موسم زاری است
که احوال یاران چنین زار شد ۵
مگر پخت سودای زلفش دلم
که در چنگ محنت گرفتار شد ۶
به عیاری آموخت خسرو، کنون
که جویای آن شوخ عیار شد ۷
که خلوت بنشین سوی خمار شد ۱
بگویید با پیر دیر مغان
که دین کفر و تسبیح زنار شد ۲
عجب نیست سراناالحق ازان
که مانند منصور بر دار شد ۳
ایا دوستان، موسم یاری است
که کارم بدینگونه دشوار شد ۴
ایا عاشقان، موسم زاری است
که احوال یاران چنین زار شد ۵
مگر پخت سودای زلفش دلم
که در چنگ محنت گرفتار شد ۶
به عیاری آموخت خسرو، کنون
که جویای آن شوخ عیار شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۵ - در تو کسانی که نظر می کنند
گوهر بعدی:شماره ۹۵۷ - سبزه ها نو دمید و یار نیامد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.