خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن بالا یک شعر کلاسیک فارسی است که به توصیف طبیعت و تغییرات فصل بهار میپردازد. در این شعر، عناصر طبیعی مانند گلها، ابر، باد، و پرندگان به تصویر کشیده شدهاند و فضایی شاعرانه و عاشقانه ایجاد شده است. در پایان، شاعر از ساقی میخواهد که اگر فرصتی دارد، به او نیز توجه کند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق و ادبی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۹۷۶ - وقت آن شد که گل شکفته شود
وقت آن شد که گل شکفته شود
چشم نرگس ز می غنوده بود ۱
خواهد ابر دونده را گیرد
سرو از بس که در هوا بدود ۲
معتدل شد هوا چنان که ز چرخ
بر چمن باد گرم هم نرود ۳
آتش لاله را همی بیند
زاغ چون هندوان نمی گرود ۴
می زند مرغ نغمه ای که چنان
هر زمانی ز دست می بشود ۵
باد گوش بنفشه می پیچد
که ز بلبل سخن نمی شنود ۶
ساقیا، گر ترا چنین وقتی
گذری بر من اوفتد، چه شود ۷
چشم نرگس ز می غنوده بود ۱
خواهد ابر دونده را گیرد
سرو از بس که در هوا بدود ۲
معتدل شد هوا چنان که ز چرخ
بر چمن باد گرم هم نرود ۳
آتش لاله را همی بیند
زاغ چون هندوان نمی گرود ۴
می زند مرغ نغمه ای که چنان
هر زمانی ز دست می بشود ۵
باد گوش بنفشه می پیچد
که ز بلبل سخن نمی شنود ۶
ساقیا، گر ترا چنین وقتی
گذری بر من اوفتد، چه شود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۵ - از دهانت سخن به کام رسد
گوهر بعدی:شماره ۹۷۷ - لب لعل تو جز به جان نبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.