هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از حافظ، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از جانفشانیهای خود میگوید و اینکه هیچکس نمیتواند مانند او عشق بورزد. همچنین، او از ناامیدیها و ضعفهای خود در این راه سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به دانش ادبی بیشتری دارد.
شماره ۹۷۷ - لب لعل تو جز به جان نبرد
لب لعل تو جز به جان نبرد
آشکارا برد، نهان نبرد ۱
جان بدینسان که می برد لب تو
هیچ کس از لب تو جان نبرد ۲
نرود مه بر اوج در شب تار
تا ز زلف تو نردبان نبرد ۳
پیش ازین بر خودم یقینی بود
که دلم هیچ دلستان نبرد ۴
تو ببردی همه یقین دلم
بر طریقی که کس گمان نبرد ۵
چشم پر خون کشم به پیش تو، لیک
کس جگر پیش میهمان نبرد ۶
بر دو چشمم روان بود کشتی
کاین همه عمر بر کران نبرد ۷
برد از ضعف هر طرف بادم
هرگزم بر تو ناگهان نبرد ۸
خسرو افتاد بر در تو چو خاک
باد را گو کز آستان نبود ۹
آشکارا برد، نهان نبرد ۱
جان بدینسان که می برد لب تو
هیچ کس از لب تو جان نبرد ۲
نرود مه بر اوج در شب تار
تا ز زلف تو نردبان نبرد ۳
پیش ازین بر خودم یقینی بود
که دلم هیچ دلستان نبرد ۴
تو ببردی همه یقین دلم
بر طریقی که کس گمان نبرد ۵
چشم پر خون کشم به پیش تو، لیک
کس جگر پیش میهمان نبرد ۶
بر دو چشمم روان بود کشتی
کاین همه عمر بر کران نبرد ۷
برد از ضعف هر طرف بادم
هرگزم بر تو ناگهان نبرد ۸
خسرو افتاد بر در تو چو خاک
باد را گو کز آستان نبود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۶ - وقت آن شد که گل شکفته شود
گوهر بعدی:شماره ۹۷۸ - از نکو بد نگو نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.