هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و انتظار بیپایان خود برای یار میگوید. او از بیتوجهی معشوق و ناکامیهای خود در عشق شکایت دارد و بیان میکند که دلش بیقرار و ناآرام است. همچنین، شاعر از بیصبری خود در عشق سخن میگوید و به دوستش توصیه میکند که از ذکر صبر در عشق خودداری کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی در عشق و بیقراری ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۹۷۹ - مدتی شد که یار می ناید
مدتی شد که یار می ناید
وان بت گلعذار می ناید ۱
جان خود را شکار او کردم
رغبتش بر شکار می ناید ۲
می شمارند بس که یارانش
بنده خود در شمار می ناید ۳
تا برآورد گرد از دلها
زو دلی بی غبار می ناید ۴
روزگاری که پیشم آمد ازو
پیش او روزگار می ناید ۵
آرزویم کنار او چه شود؟
کارزو در کنار می ناید ۶
دل من کز قرار خویش برفت
دیر شب برقرار می ناید ۷
مکن، ای دوست، ذکر صبر به عشق
که مرا استوار می ناید ۸
خسروا، گرد عشق می گردی
مگرت جان به کار می ناید ۹
وان بت گلعذار می ناید ۱
جان خود را شکار او کردم
رغبتش بر شکار می ناید ۲
می شمارند بس که یارانش
بنده خود در شمار می ناید ۳
تا برآورد گرد از دلها
زو دلی بی غبار می ناید ۴
روزگاری که پیشم آمد ازو
پیش او روزگار می ناید ۵
آرزویم کنار او چه شود؟
کارزو در کنار می ناید ۶
دل من کز قرار خویش برفت
دیر شب برقرار می ناید ۷
مکن، ای دوست، ذکر صبر به عشق
که مرا استوار می ناید ۸
خسروا، گرد عشق می گردی
مگرت جان به کار می ناید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۸ - از نکو بد نگو نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۹۸۰ - شب که بادم ز سوی یار آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.