هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند چراغ، آفتاب، زلف و باغ، احساسات خود را بیان میکند. شاعر از ناتوانی در فرار از این عشق و دلبستگی میگوید و حتی در صورت دوری از معشوق، نمیتواند به چیز دیگری توجه کند. همچنین، او از خشم و ناراحتی معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد تا بهطور کامل درک شود.
شماره ۹۹۴ - با رخت شب چراغ نتوان کرد
با رخت شب چراغ نتوان کرد
بی رخت سینه داغ نتوان کرد ۱
پیش تو آفتاب نتوان جست
روز روشن چراغ نتوان کرد ۲
از دو زلفت کمان شده ست تنم
خود کمان از دو زاغ نتوان کرد ۳
باز کن لب که از چنان تنگی
میل سوی فراغ نتوان کرد ۴
گر ز باغ رخت بری بخورم
نظری هم به باغ نتوان کرد ۵
خشم در سر کنی به هر سخنی
با تو زین بیش لاغ نتوان کرد ۶
بوی،خسرو،همی کشی به دماغ
بیش ازاین هم دماغ نتوان کرد ۷
بی رخت سینه داغ نتوان کرد ۱
پیش تو آفتاب نتوان جست
روز روشن چراغ نتوان کرد ۲
از دو زلفت کمان شده ست تنم
خود کمان از دو زاغ نتوان کرد ۳
باز کن لب که از چنان تنگی
میل سوی فراغ نتوان کرد ۴
گر ز باغ رخت بری بخورم
نظری هم به باغ نتوان کرد ۵
خشم در سر کنی به هر سخنی
با تو زین بیش لاغ نتوان کرد ۶
بوی،خسرو،همی کشی به دماغ
بیش ازاین هم دماغ نتوان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۳ - دلبرم بی وفاست، چتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۹۹۵ - آنچه یک چند آب حیوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.