هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، شیدایی، و احساسات عمیق خود سخن میگوید. او از دلباختگی، رنج عشق، و زیبایی معشوق صحبت میکند و با تصاویر شاعرانه مانند "لبش در شکر" و "سر زلف" احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به درک ادبی بالاتری داشته باشند.
شماره ۱۰۰۸ - لبش در شکر خنده جان می برد
لبش در شکر خنده جان می برد
شکیب از من ناتوان می برد ۱
پیاله به کف چون روان می شود
دل عاشقان را روان می برد ۲
کمر بسته در دل درون می رود
پس آنگاه جان از میان می برد ۳
چه شکل است این وه، که پیش حریف
همی بگذرد، دست و جان می برد ۴
گرم پرسد از بردن دل کسی
اشارت کنم کان جوان می برد ۵
سر زلف کاید همی بر لبش
نمک سوی هندوستان می برد ۶
نگارا، جگر پخته کردم که چشم
خیال ترا میهمان می برد ۷
شبی میهمان شو، ببین کارزوت
صبوری ز خسرو چسان می برد ۸
شکیب از من ناتوان می برد ۱
پیاله به کف چون روان می شود
دل عاشقان را روان می برد ۲
کمر بسته در دل درون می رود
پس آنگاه جان از میان می برد ۳
چه شکل است این وه، که پیش حریف
همی بگذرد، دست و جان می برد ۴
گرم پرسد از بردن دل کسی
اشارت کنم کان جوان می برد ۵
سر زلف کاید همی بر لبش
نمک سوی هندوستان می برد ۶
نگارا، جگر پخته کردم که چشم
خیال ترا میهمان می برد ۷
شبی میهمان شو، ببین کارزوت
صبوری ز خسرو چسان می برد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۷ - دو چشمت که تیر بلا می زند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۹ - دل از بند زلفت رها کی شود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.