هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق نافرجام و درد فراق سخن می‌گوید. شاعر از بی‌وفایی معشوق و رنجی که کشیده است گله می‌کند و به حیرتی عمیق از رفتار او اشاره دارد. در نهایت، شاعر به سازگاری با تنهایی و فراق دعوت می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

شماره ۱۰۴۱ - ترکی که جست و جوی دل من جز او نبود

ترکی که جست و جوی دل من جز او نبود
او را دلی نبود که در جست و جو نبود ۱

دامن کشید از من خاکی بسان گل
گویی کش از بهار وفا هیچ بو نبود ۲

شمشیر مهر زد به من بی دل و برید
شمشیر نیک بود، بریدن نکو نبود ۳

بفریفت مر مرا به سخنهای دلفریب
ورنه دل مرا سر هر گفت و گو نبود ۴

در حیرتم که یارب، از او بود این کرم
با خود به جای او دگری بود، او نبود ۵

با او نبود آنک چنانها همی نمود
با آنک می نمود چنانها جز او نبود ۶

خسرو بساز با شب تنهائی فراق
گر گویمت که شمع کجا رفت، کاو نبود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۰ - جهان به خواب و شبی چشم من نیاساید
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۲ - چو باد صبح به آن سرو خوش خرام شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.