خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از درد فراق و جفاهای او شکایت میکند. همچنین، مضامینی مانند تسلیم در برابر عشق، توصیف طبیعت و عناصر آن، و مفاهیم عرفانی مانند رضا و تسلیم در برابر تقدیر نیز در آن دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۰۴۸ - صبا چو در سر آن زلف نیم تاب شود
صبا چو در سر آن زلف نیم تاب شود
شکیب در دل بیننده تنگ تاب شود ۱
به ترک دین مسلمانیش بیاید گفت
دلی که در شکن زلف نیم تاب شود ۲
سیاه روی شدم زین سفید رخساران
چو هندویی که پرستار آفتاب شود ۳
یکی ز پرده برون آی تا به دیده من
جمال جمله بهشتی وشان عذاب شود ۴
به هر جفا که کند چشم تو رضا دادم
که از خصومت ترکان جهان خراب شود ۵
به هر زمین که چو آب حیات بخرامی
دهان مرده به زیر زمین پر آب شود ۶
به مجلسی که تو حاضر شوی، چه حاجت نقل؟
که هم به دیدن تو صد جگر کباب شود ۷
سؤال غم زدگان را ز لب دری بگشای
که جان خسته به دریوزه جواب شود ۸
نخفت خسرو مسکین درین هوس شبها
که دیده بر کف پایت نهد به خواب شود ۹
شکیب در دل بیننده تنگ تاب شود ۱
به ترک دین مسلمانیش بیاید گفت
دلی که در شکن زلف نیم تاب شود ۲
سیاه روی شدم زین سفید رخساران
چو هندویی که پرستار آفتاب شود ۳
یکی ز پرده برون آی تا به دیده من
جمال جمله بهشتی وشان عذاب شود ۴
به هر جفا که کند چشم تو رضا دادم
که از خصومت ترکان جهان خراب شود ۵
به هر زمین که چو آب حیات بخرامی
دهان مرده به زیر زمین پر آب شود ۶
به مجلسی که تو حاضر شوی، چه حاجت نقل؟
که هم به دیدن تو صد جگر کباب شود ۷
سؤال غم زدگان را ز لب دری بگشای
که جان خسته به دریوزه جواب شود ۸
نخفت خسرو مسکین درین هوس شبها
که دیده بر کف پایت نهد به خواب شود ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۷ - ز هجر سوخته شد جان من سپند تو باد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۹ - غم کشت مرا آن بت نوشاد نیامد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.