هوش مصنوعی: این شعر غم‌انگیز از عشق نافرجام و رنج‌های عاشق سخن می‌گوید. شاعر از هجران معشوق، بی‌وفایی و نرسیدن به وصال شکایت دارد و با تصاویری مانند گنجشک در دام صیاد، فرهاد و شیرین، و تاراج خیال، درد خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و غم‌انگیز است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۰۴۹ - غم کشت مرا آن بت نوشاد نیامد

غم کشت مرا آن بت نوشاد نیامد
گنجشک برمد از خفه، صیاد نیامد ۱

عاشق شدم، این بود گنه، وای که هجرش
جان برد و ازین یک گنه آزاد نیامد ۲

بر گریه عاشق که زدم خنده، نمردم
تا پیش دو چشم من ناشاد نیامد ۳

چه سود ازین مردن بی بهره که شیرین
روزی به سر تربت فرهاد نیامد ۴

گفتی که شبی زود رسم، روز بدم بین
کان نیز به روز دگرت یاد نیامد ۵

با خاک نسازد، چه کند این تن خاکی
امروز که از جانب تو باد نیامد ۶

تاراج خیالت شدم و بدرقه صبر
آنجا که مرا دوش ره افتاد نیامد ۷

فریاد کنان دی به سر کوی تو رفتم
جز گریه کسی در پی فریاد نیامد ۸

خسرو، به ستم جان ده و انصاف مجو، زآنک
در مذهب خوبان روش داد نیامد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۸ - صبا چو در سر آن زلف نیم تاب شود
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۰ - کدام دل که تو غمزده زدی فگار نشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.