هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دوری معشوق و رنج عشق نافرجام مینالد. او از معشوق میخواهد که با نگاهی مهربان به او بنگرد و رحمت کند، اما در عین حال میداند که عشق، عقل را تحتالشعاع قرار داده است. شاعر خود را غلام معشوق میداند و از او درخواست сниزول و بخشش دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
شماره ۱۰۷۳ - چنان چشمی ز رویم دور می دار
چنان چشمی ز رویم دور می دار
چنینم خسته و رنجور می دار ۱
همی کن باد رعنایی زیادت
چراغ عاشقان بی نور می دار ۲
برون شد پای مستوران ز دامن
تو دلها می بر و مستور می دار ۳
دلم را سوختی از دوری خویش
دلم می سوز و خود را دور می دار ۴
کسی کاحوال من بیند، دهد پند
که بر خود عقل را دستور می دار ۵
من از جان بشنوم پندتو، ای دوست
ولیکن عاشقم، معذور می دار ۶
نگارا، چون غلام تست خسرو
به چشم رحمتش منظور می دار ۷
چنینم خسته و رنجور می دار ۱
همی کن باد رعنایی زیادت
چراغ عاشقان بی نور می دار ۲
برون شد پای مستوران ز دامن
تو دلها می بر و مستور می دار ۳
دلم را سوختی از دوری خویش
دلم می سوز و خود را دور می دار ۴
کسی کاحوال من بیند، دهد پند
که بر خود عقل را دستور می دار ۵
من از جان بشنوم پندتو، ای دوست
ولیکن عاشقم، معذور می دار ۶
نگارا، چون غلام تست خسرو
به چشم رحمتش منظور می دار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۲ - مسلمانان، گرفتارم گرفتار
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۴ - ای دل، ز بتان دو دیده برگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.